السيد الطباطبائي
52
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
گفتار و سكون و حركت خود اخلاص به عمل نياورد به مرحلهء اخلاص ذاتى نايل نخواهد شد . قال عزَّ مِنْ قائِلٍ : « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ » « 1 » به ارجاع ضمير مستتر فاعل « يرفع » به سوى « العمل الصالح » ، معنا چنين مىشود : « الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُ الْكَلِمَ الطَّيِّبَ » . و بايد دانست كه چون كسى به مرحلهء خلوص ذاتى برسد و بدين فيض عُظما نايل گردد داراى آثار و خصوصياتى خواهد بود كه ديگران از آن بىنصيب و بهرهاند ؛ اول آنكه به نص كريمهء قرآنيه ديگر شيطان را به هيچ وجه من الوجوه بر ايشان تسلط و اقتدارى نيست : « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 2 » . بديهى است كه اين استثنا ، تشريعى نيست ، بلكه به واسطهء اقتدار ذاتى مُخلَصين در مقام توحيد ، ديگر شيطان را قدرتى نبوده و به علت ضعيف و ناتوانى خود نمىتواند در اين مرحله به آنان دست يابد . بارى ، چون مخلَصين خود را براى خدا خالص نموده به هر چيز كه مىنگرند خدا را مىبينند و شيطان به هر قسم و كيفيتى بر ايشان ظهور كند باز با نظر الهى در آن شىء مىنگرند و استفادهء الهيه مىكنند ؛ لهذا شيطان از اولِ امر ، نزد اين طايفه اعتراف به عجز و مسكنت خود نموده و سپر مىاندازد و الّا شيطان ذاتش براى اغواىِ بنىآدم است و كسى نيست كه بخواهد به كسى ترحم نموده و دست از اضلال او بردارد . دوم ، اين گروه از محاسبهء محشر آفاقى و حضور در آن عرصه ، معاف و فارغ هستند . در قرآن كريم وارد است كه : « وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ » . « 3 »
--> ( 1 ) . فاطر ، آيه 10 : [ كلمهء طيبه به سوى او بالا مىرود ، و عمل شايسته آن را بالا مىبرد . ] ( 2 ) . ص ، آيه 83 : [ پس به عزتت سوگند مىخورم كه البته همه را گمراه مىكنم جز بندگان پاكشده و خالصشدهء تو را . ] ( 3 ) . زمر ، آيه 68 : [ و در صور دميده شود ؛ پس هر كه در آسمانها و زمين است بميرد و هلاك شود مگر آن كس كه خدا بخواهد . ]